السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
748
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
پس گفتهاش : « او و عبيدةالسلمانى به وسيلهى ديگرى فقيه شدند » مردود است ؛ چون فقهآموزى شريح از غير امام عليه السلام ادّعاى بىدليل است ، امّا تفقّه او از معاذبنجبل آنگونه كه گمان مىبرد همانگونه كه دانستيد دليلى بر آن ندارد ، بلكه دليل بر نبود آن است . امّا در مورد تفقّه او از غير معاذ ، آن غير كيست ؟ و امّا ادّعاى تفقّه عبيدةالسلمانى از غير امام عليه السلام از دروغهاى شگفتانگيز است . به علّت اجماع علماى رجال بر تفقّه عبيدة السلمانى از امام و عبداللَّهبنمسعود . سمعانى گويد : « او از ياران على و ابنمسعود است ، حديث او در صحيحين نقل شدهاست . . . واحمدبنعبداللَّه عجلى گويد : عبيدة سلمانى نابينابود و يكىازياران عبداللَّه استكه مىخوانند وفتوامىدهند . واگربراى شريح اشكالى پيش مىآمد مىگفت : اينجا مرد آگاهى از بنىسلمة است و آنان را نزد عبيده مىفرستاد وابنسيرين بيشترين روايت راازاونقل كرده است و هرچه ابنسيرين از عبيدة روايت كرده به غير از رأى او ، از على است و به سال هفتاد و دو يا سه هجرى درگذشت . » « 1 » ونووى گفت : « او به مصاحبت على مشهوراست . شعبى ونخعى وابوحصين وابنسيرين و ديگران ازاو روايت كردند ، ساكن كوفه شد و به مدينه رفت و با على در جنگ خوارج حضور داشت ، و يكى از ياران ابنمسعود بود كه مىخواندند و فتوا مىدادند ، و اگر براى شريح چيز مشكلى پيش مىآمد نزد عبيدة مىفرستاد . . . » « 2 » و مزى گفت : « عجلى گفت : كوفى ، تابعى وثقه است ، دو سال پيش از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اسلام آورد و پيامبر را نديد و از ياران على و ابنمسعود بود و نابينا بود . و اگر مشكلى براى شريح پيش مىآمد نزد او مىفرستاد . و هرچه ابنسيرين از عبيده روايت كرده از على است جز رأيش . » « 3 » و ابنحجر گفت : « از اصحاب على و عبداللَّه بود . » « 4 »
--> ( 1 ) . الأنساب : السّلمانى . ( 2 ) . تهذيبالأسماء و اللغات 1 / 317 و در آن به جاى « أرسل » « أرسلهم » آمده است . ( 3 ) . تهذيبالكمال 19 / 266 . ( 4 ) . تهذيب التهذيب 7 / 84 .